نقدي بر يك اعتراض
ادامه فيلم را كه ديدم حالم منقلب شد؛ نه به اين دليل كه پيامبر ما با بي كيفيت ترين نمايش ها به سخره گرفته شده بود، نه؛ منقلب شدم از اين بابت كه انساني معصوم كه در 14 قرن پيش زندگي مي كرده و پيام آور الهي بوده و هم اكنون براي ميليون ها انسان در دنيا نماينده خوبي ها و نيكي هاست و همه را به بهترين ها دعوت مي كند مورد اهانت قرار گرفته؛ قطعا اگر حضرت عيسي، موسي، خضر، شعيب، ابراهيم، يوسف و هر يك از انبيا الهي نيز اينچنين مورد اهانت قرار مي گرفتند، ناراحت مي شدم.
همان جا دوست داشتم به انسانهايي كه هرچيزي را بدون توجه به قداست آن وارد سياست مي كنند و از هر ناسزايي كوتاهي ندارند، احساس ناراحتي خود را بروز دهم و حتي به راهكارهاي آن هم فكر كردم تا...
خبر رسيد كه سفير آمريكا در ليبي را كشته اند- كه با توجه به انتخابات آمريكا و رقابت دو حزب جمهوري خواه و دموكرات جاي تامل دارد- و بعد خبر رسيد كه به سفارتخانه هاي آمريكا در كشورهاي عربي حمله شده است و رسانه ها از كشته شدن عده زيادي از شهروندان اروپايي و عادي در كشورهاي عربي در پي تظاهرات مردمي خبر دادند و اين اخبار تا به امروز كه اين مطلب را مي نويسم همچنان ادامه دارد.
رسانه هاي رسمي اروپايي و آمريكايي هر لحظه عكس ها و فيلم ها و خبرهاي جديدي را از تظاهرات مردمي نشان مي دهند؛ تصاوير و خبرهايي كه يك وجه مشترك دارد؛ عصبانيت و تعصب و تحجر بدوي مسلمانان.

و من تمام مدت به اين فكر مي كردم كه سازندگان اين فيلم چه پوزخندها نزدند كه" ديديد ما درست پيروان محمد را به تصوير كشيديم ؛همانها كه در اول فيلم نشانشان داديم، خودتان ببينيد؟؟؟"
به عقيده من اعتراض عليه اين فيلم بايد صورت مي گرفت و در انجام آن شكي نيست، سكوت بر اين توهين خود توهيني بزرگتر بود ولي اي كاش اعتراض هايمان را هنرمندانه تر و زيباتر نشان مي داديم همان طور كه مجيد مجيدي آمد و گفت كه با فيلم حضرت محمد پاسخ اين بي ادبي ها را خواهيم داد.
مگر پيامبر ما و همه انبيا الهي پيام آور رحمت و مهرباني نبودند؟ مگر اين روايت معروف را نشديم كه يهوديان مدينه بر سر پيامبر خاكستر ريختند و ايشان پس از با خبري از بيماري همان فرد به ديدارش رفت و او را مورد بخشش خود قرار داد؟
اي كاش بر روي روشها و نحوه اعتراضمان فكر كنيم، اي كاش نخبگان ديني و علمي كشورهاي اسلامي راههاي نشان دادن اعتراض هاي صحيح و هوشمندانه را به هم وطنان خود نشان دهند و با سردمداري خود، آنها را به روش هاي مدبرانه ترغيب كنند. اي كاش اين عرصه كه به واسطه توهين هاي مكرر غرب ادامه دارد، موشكافي شود و راهي جديد را پيش پاي معترضان بگذارد.
چه فرقی می کند؟یک نویسنده آماتور یک دانشجو یک خبرنگار یک منتقد اجتماعی یک دختر معمولی...که گهگاهی سوتکش را بر می دارد و برای دوستانش آهنگی را می نوازد. بعضی موقع ها این نوا بردل می نشیند بعضی وقتها دردناک است و بعضی موقعها دلخراش و حتی مضحک...مهم این است که سوتکم را با هیچ ساز دیگری عوض نمی کنم!