بازگشت به خانه
بعضی آدمها حرمت دارند، پس باید حرمت آنها را به قیمت بی حرمتی به خودت صبر بیاوری و تحمل کنی.
بعضی آدمها شخصیتشان خیلی بزرگ است پس باید چشمهایت را نسبت به بی شخصیتی اطرافیانشان ببندی و دم برنیاوری.
بعضی آدمها ادب و شعور دارند پس باید فقط در برابر بی ادبی دور و بریهایش سکوت کنی و ریاضت بکشی.
بعضی آدمها بزرگوارند پس باید کوچک بودن دیگران را به حساب بزرگواری او بگذاری و لحظه ای در تصمیمی که گرفتی، شک نکنی.
بعضی آدمها ارزشهای بزرگی دارند پس باید ارزشهایت را - هرچند که برایت محترم و بزرگ باشد- به خاطر او زیر پا بگذاری تا ارزش والاتر او که جامع و کاملتر است، حفظ شود.
حالا آدمی همه اینها را با هم دارد و تو رو به رویش ایستاده ای، ناخودآگاه مجبوری که سر تسلیم در برابرش فرود آوری و بگویی تمام ارزشهایم، تمام منیت هایم، تمام خودخواهیم و تمام غرورم را بی منت فدای ارزش والاتر تو خواهم کرد، چون بوی خدا از لابه لای اهداف و کارهایت استشمام می شود. همو که بالاترین ارزش برای ماست.
چه فرقی می کند؟یک نویسنده آماتور یک دانشجو یک خبرنگار یک منتقد اجتماعی یک دختر معمولی...که گهگاهی سوتکش را بر می دارد و برای دوستانش آهنگی را می نوازد. بعضی موقع ها این نوا بردل می نشیند بعضی وقتها دردناک است و بعضی موقعها دلخراش و حتی مضحک...مهم این است که سوتکم را با هیچ ساز دیگری عوض نمی کنم!